Skip to content

Published 01.02.2020

سازندەگان پل – نقش دیاسپورا (جوامع دور از وطن) در رشد و توسعە سومالی و شاخ آفریقا

الگوهای کار و فعالیت برای نمایندەگان دیاسپورا (جوامع دور از وطن) و ارگانهایی کە با آنها کار می کنند

 

در طول مدت خزان ٢٠١٩ پروژە پروسە گفتگو (Dialogiprosessi-hanke) انجام شد کە مقصد از آن این بود تا نظرات خود دیاسپورا (جوامع دور از وطن) را در بارە امکان مشارکت شان در بازسازی و پیشبرد صلح در وطن اصلی را جویا شویم. بە حیث بخشی از این پروژە، نشریە ضمیمە شدە را تنظیم کردیم کە مقصد از این بود تا سوالات اساسی و الگوهای کار و فعالیت را برای شبکەهای دیاسپورا کە علاقمند بە رشد و توسعە وطن اصلی خود هستند و برای کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند و همچنین برای موسسات، انجمنها، کارمندان و دیگر علاقمندان کە در کنار آنها کار می کنند، مطرح کنیم. نشریە ضمیمە شدە خلاصەای است از بررسی گستردەتری کە بە زبان فنلندی در سایت انترنتی شبکە سومالی فنلند در دسترس می باشد. این خلاصە بە زبانهای فنلندی، سویدنی، انگلیسی، سومالیایی، عربی، دری و کوردی ترجمانی شدە است.

 

پروژە پروسە گفتگو توسط شبکە سومالی فنلند هماهنگ شدە است. در این پروژە موسسە Fingo (فینگو) فنلند کە یک موسسە مادر برای موسسەهای رشد و توسعە می باشد و همچنین بنیاد ارتباطات و توسعە (Vikes) منحیث همکاری کنندەگان پروژە عمل کردەاند. پروسە گفتگو علاوە از این نشریە از چهار جلسە گفتگو ترکیب یافتە بود کە شامل دیاسپورای (جوامع مهاجر دور از وطن) کشورهای سومالی، افغانستان و همچنین عراق و سوریە (بە شمول کردها) می شد. این پروژە منحیث بخشی از پروژە AUDA (عودت داوطلبانە بە عراق، افغانستان و سومالی) مربوط بە ریاست امور مهاجرین فنلند، وزارت خارجە فنلند و مرکز کنترل بحران انجام شد کە این پروژە هزینەهایش را از طرف صندوق پناهندەگی، مهاجرت و جا افتادن اتحادیە اروپا (AMIF) دریافت کردە است.

 

 

 

سازندەگان پل

– نقش دیاسپورا (جوامع دور از وطن) در رشد و توسعە سومالی و شاخ آفریقا

خلاصەای از یک نشر

 

 

نویسندە: ROSA RANTANEN (روسا رانتانن)

همکار تحقیق: LIBAN ABDI (لیبان عبدی)

ترجمانی بە زبان دری:

 

نشر کنندە: شبکە سومالی فنلند

آدرس: LINTULAHDENKATU 10, 00500 HELSINKI, SUOMI

ایمیل: TOIMISTO@SOMALIAVERKOSTO.FI

www.somaliaverkosto.fi/en/finnish-somalia-network/ (ENGLISH)

www.somaliaverkosto.fi/so/ururka-shabakada-finnishka-iyo-soomaalida-ee-finland/

(AF-SOOMAALI)

 

عکسها: شبکە سومالی فنلند، TATU HILTUNEN (تاتو هیلتونن)

 

 

 

٢٠١٩

 

این بررسی با کمک صندوق پناهندەگی، مهاجرت و جا افتادن اتحادیە اروپا انجام شدە است.

 

١. پیشینە این نشر و مقصد از آن

این نشریە خلاصەای از بررسی انجام شدە توسط شبکە سومالی فنلند بە نام “سازندەگان پل – نقش دیاسپورا (جوامع دور از وطن) در رشد و توسعە سومالی و شاخ آفریقا” می باشد. نشریە این موضوع را بررسی می کند کە شبکەهای دیاسپورا (جوامع دور از وطن) و همکاریی کە با این جوامع مهاجر انجام می گیرد در زمینەهای بازسازی و رشد و توسعە وطن اصلی چە نقشی را ایفا می کنند. شبکە سومالی فنلند منحیث نمونە موردی در نظر گرفتە شدە است. شبکە سومالی فنلند یک موسسە مادر برای دیگر موسساتی می باشد کە در سومالی و شاخ آفریقا فعالیت می کنند. مقصد از این نشریە اینست کە سوالات اساسی و الگوهای فعالیت را برای شبکەهای دیاسپورا (جوامع دور از وطن) کە علاقمند بە زمینەهای رشد و توسعە در کشور اصلی هستند و آنهایی کە بە جوامع مهاجر دور از وطن تعلق دارند و همچنین موسسات، انجمنها و مسئولینی کە در کنار آنها کار می کنند و علاقمندان دیگر بیان کند. نشریە اصلی دارای ٣٦ صفحە می باشد و از طریق سایت اینترنتی شبکە سومالی فنلند بە زبان فنلندی قابل دسترس می باشد. چکیدە آن بە زبانهای فنلندی، سویدنی، انگلیسی، سومالیایی، عربی، دری و کوردی ترجمانی شدە است.

نشریە بخشی از پروژەای بە نام پروسە گفتگو (Dialogiprosessi-hanke) می باشد کە در خزان ٢٠١٩ توسط شبکە سومالی فنلند هماهنگ شدە است. در این پروژە موسسە مادر Fingo (فینگو) فنلند کە موسسەهای رشد و توسعە را ادارە می کند و همچنین بنیاد ارتباطات و توسعە (Vikes) منحیث همکاری کنندەگان پروژە عمل کردەاند. پروسە گفتگو علاوە از این نشریە از چهار جلسە گفتگو ترکیب یافتە بود کە شامل دیاسپورا (جوامع دور از وطن) کشورهای سومالی، افغانستان و همچنین عراق و سوریە (بە شمول کردها) می شد. هدف این پروژە این بود کە نظرات خود دیاسپورا (جوامع دور از وطن) را در بارە امکان مشارکت در زمینەهای بازسازی و پیشبرد صلح را جویا شویم. هزینەهای پروسە گفتگو از طرف صندوق پناهندەگی، مهاجرت و جا افتادن اتحادیە اروپا تأمین شد. آن را منحیث بخشی از پروژە AUDA (عودت داوطلبانە بە عراق، افغانستان و سومالی) مربوط بە ریاست امور مهاجرین فنلند، وزارت خارجە فنلند و مرکز کنترل بحران انجام شد.

بە خاطر این نشریە با کسانی کە فعالانە در فعالیتهای شبکە سومالی فنلند شرکت داشتەاند و دارند مصاحبە کردیم. این نشریە بخصوص روی تجربیات جامعە مهاجر سومالی دور از وطن و شبکە سومالی فنلند تمرکز می کند. در این نشریە بە هر حال همچنین از موضوعاتی کە در مدت خزان ٢٠١٩ در جریان سمینارها و گفتگوهای مربوط بە جوامع مهاجر دور از وطن عراق، سوریە، کردها و افغانستان مطرح شدەاند بهرە گرفتە شدە است.

بررسی امکان فعالیت جوامع مهاجر دور از وطن در ارتباط با زمینە رشد و توسعە فقط بە این موضوع مربوط نمی شود کە چگونە جوامع مهاجر دور از وطن سومالی و شاخ آفریقا می توانند سازماندهی شوند و در بین هم کار کنند. شبکە سومالی فنلند از لحاظ تعریف یک شبکە جوامع مهاجر دور از وطن نیست بلکە یک موسسە مادر است کە اعضای آن موسساتی هستند کە در سومالی و شاخ آفریقا کارهای مشترک رشد و توسعە را انجام می دهند. در نشریە بە طور خلاصە بررسی می کنیم کە نقش جوامع مهاجر سومالی دور از وطن در این وضعیت چیست و چگونە اشخاص بە صورت فردی، تأثیر گذاری هویت جوامع مهاجر دور از وطن را روی مشارکت کردن آنها در اجتماع تجربە می کنند.

نشریە از طریق شبکە سومالی فنلند بە امکان تأثیر گذاری دیاسپورا (جوامع دور از وطن) نزدیک می شود و بنابراین کوشش نمی کند کە یک تصویر جامع از نظرات جوامع مهاجر سومالی دور از وطن یا فعالیتهای آن در فنلند ارایە دهد. قبل از هر چیز مقصد این است تا بیان کنیم کە چگونە در یک شبکە موفق شدەاند تا ارزشهای متحد کنندە فعالین مختلف و روشهای فعالیت را پیدا کنند کە بە وسیلە آنها همکاری در زمینە رشد و توسعە در سومالی و شاخ آفریقا بە پیش بردە می شود.

 

٢. شیوە بە تحقق رساندن

بە خاطر این نشریە سە تا مصاحبە فردی و همچنین یک مصاحبە گروهی بە همراە اشخاصی کە در فعالیتهای شبکە سومالی فنلند شرکت داشتەاند یا دارند انجام شد. در مصاحبە گروهی پنج نفر از اعضای کنونی هیئت مدیرە شرکت داشتند کە موسسەهای مختلفی را نمایندگی می کنند. بخشی از گفتگوها را بە زبان فنلندی و بخشی دیگر را بە زبان سومالیایی انجام دادیم. دو نفر از کسانی کە مصاحبە شدند در فنلند تولد شدەاند و بقیە در سومالی و منطقە شاخ آفریقا تولد شدەاند. در این مصاحبەها جمعا” چهار زن و سە مرد شرکت کردند. مصاحبە شوندەگان بە غیر از یک نفر همگی مربوط جوامع سومالی دور از وطن بودند.

در مصاحبەها چهارچوب سوالات مشترک وجود داشت ولی صحبت از تحقیق مصاحبەای نبود بلکە گفتگوی آزاد حول موضوعات بودە است. مقصد این بود کە موضوع گفتگو را در بارە امکان مشارکت کردن دیاسپورا (جوامع دور از وطن) بویژە در زمینە شبکە سومالی فنلند محدود کنیم ولی همچنین برای مطرح شدن موضوعات مختلف دیگر فرصت دهیم. مصاحبەها بە صورت ملاقات حضوری در ماە نوامبر ٢٠١٩ در هلسینکی انجام شدند.

این نشریە یک تحقیق واقعی نیست ولی نوشتەها و راپورهای کارشناسان این حوزە منحیث منبع استفادە شدە است. در هنگام پروسە گفتگو مدام بعضی مفاهیم و برداشتهای اساسی برجستە شدند کە تعریف کردن آنها در بررسی کردن امکان تأثیر گذاری جوامع مهاجر دور از وطن مهم و اساسی می باشد. مفاهیم و برداشتها در ضمن مصاحبەها و گفتگوها یا بە صورت مستقیم یا غیر مستقیم مطرح شدند. انتخاب مفاهیم و برداشتهای مهم بر این اساس صورت می گیرد کە مصاحبە شوندەگان و کارشناسان در جریان مصاحبەها و گفتگوهایی کە در هنگام پروژە انجام شدە چە موضوعاتی را خودشان برجستە کردەاند.

٣. دیاسپورا (جوامع دور از وطن) بە حیث یک تجربە: دیاسپورا (جوامع دور از وطن) و هویت

وقتی کە در بارە امکان مشارکت و تأثیرگذاری جوامع مهاجر دور از وطن گفتگو می کنیم آنچە اساسی است اینست کە باید تعریف شود، مقصد از دیاسپورا (جوامع دور از وطن) چیست. در این نشریە تعریف مفاهیم و برداشتها و تجزیە و تحلیل آنها بخصوص بر اساس مشاهداتی می باشد در بارە اینکە نمایندەگان دیاسپورا (جوامع دور از وطن) و کسانی کە بە همراە جوامع مهاجر دور از وطن کار می کنند چە موضوعاتی را برجستە کردند. هر چند کە کلمە دیاسپورا (جوامع دور از وطن) اغلب استفادە شدە است ولی انسانهای مختلف و فعالین ممکن است آنرا بە معنای دیگری بکار ببرند. در هنگام کار کردن و فیصلە کردن مربوط بە دیاسپورا (جوامع دور از وطن) خوب است کە این را مورد توجە قرار داد.

بطور کلی دیاسپورا (جوامع دور از وطن) بە یک گروپ از انسانها اشارە می کند کە در اثر اجبار بە خارج از وطن خود کوچ می کنند و در یک جایی در خارج از وطن خود برای زندگی کردن مستقر می شوند. دیاسپورا همراە با دلتنگ شدن برای وطن اصلی (برای مثال سومالی) می باشد بدون توجە بە اینکە آیا شخص مهاجر در وطن اصلی اش یا در خارج از آن (برای مثال فنلند) تولد شدە باشد. تعلق داشتن فعالانە با فرهنگ وطن اصلی، دنبال کردن خبرها و اتفاقات روز وطن اصلی و همچنین تأثیر گذاری اجتماعی چیزهایی هستند کە بە دیاسپورا پیوند دادە می شوند. در این نشریە هنگامی کە بە سومالی و شاخ آفریقا اشارە می شود از کلمە وطن اصلی و برای اشارە بە فنلند از کلمە کشور محل بود و باش استفادە می شود. بسیاری از مصاحبە شوندەگان بە هر حال خودشان برای اشارە بە سومالی از کلمە وطن آباء و اجدادی استفادە کردند و غیر از این هم مفاهیم و واژەها روشن و قابل فهم نیستند.

یکی از سوالات مصاحبە این بود کە “تعلق داشتن بە دیاسپورا چە معنا و مفهومی برای شما دارد؟”. با آن کوشش کردیم بررسی کنیم کە مصاحبە شوندە خودش چگونە واژە دیاسپورا را می فهمد و او چگونە آنرا بە حیث بخشی از هویت و زندگی شخصی خودش احساس می کند. وقتی کە از دیاسپورا صحبت می شود، هویت یک واژە اساسی است.

یکی از مصاحبە شوندەگان تأکید می کند کە بعد از رفتن از وطن اصلی، جا افتادن در کشور جدید شروع می شود و اینکە این مرحلەای بسیار مهم است. تازە بعد از این است کە می خواهی بە کشور آباء و اجدادی خودت کمک کنی و اینکە باید بە نفع آن کاری انجام دهی. در مصاحبە هم روی نقش فعالیت فعالانە در تعریف دیاسپورا تأکید شد. همان شخص همچنین اینرا مورد توجە قرار داد کە باید اصطلاحات دیاسپورا، پناهندە و مهاجر را از همدیگر جدا کرد. بە نظر او این مفاهیم و واژەها در فنلند بە نسبت سالهای قبل پیشرفت کردەاند. “در اوایل دهە ١٩٩٠ ما فقط خارجی های بیگانە بودیم. حتی در پاسپورتهای ما هم اینطوری نوشتە شدە بود. اکنون بە نقطەای رسیدەایم کە این اصطلاح بە فنلندی جدید تغییر یافتە است: دیاسپورای فنلندی سومالی (finnish-somali-diaspora).”

هر چند کسانی کە در فنلند تولد شدە باشند معمولا” از لحاظ تعریف در جملە دیاسپورا حساب می شوند، درک و فهم متقابل در بارە محتوای واژە ضرورتا” همیشە در داخل خود دیاسپورا هم یافت نمی شود. یکی از مصاحبە شوندەگان اذعان می کند کە “برای من مشکل است کە جوانانی کە اینجا بزرگ شدەاند را جزو دیاسپورا ببینم، مگر اینکە آنها بە کشور آباء و اجدادی خود مسافرت کردە باشند”.

یکی از مصاحبە شوندەگان کە در فنلند تولد شدە است توصیف می کند کە او در زندگی برایش مشکل بودە است تا هویت خودش را بین دو فرهنگ تعیین کند. دیاسپورای سومالی برای او بە این معنا بودە است کە “سطح فرهنگی خود را” پیدا کند و احساس شامل بودن در گروپ را بە او دادە است. او احساس می کند کە دیاسپورا بە یک طریق خاصی بیشتر برای او خانە محسوب می شود تا سومالی یا فنلند. او برای مثال می گوید کە در سطح عمومی احساس می کند کە او آسانتر می تواند خود را با جوانان دیاسپورای سومالی در دیگر کشورهای اروپایی یکی بداند تا با جوانانی کە در سومالی متولد شدەاند و زندگی می کنند.

بە نظر مصاحبە شوندە در فنلند مجبور می شوی هنوز هم اغلب بە این سوال سوالات جواب دهی “براستی اهل کجا هستی” یا “والدین شما اهل کجا هستند”. او توصیف می کند کە اینقدر زیاد این سوال را شنیدە است کە نسبت بە این سوالات بی علاقە شدە و از روی عادت جواب می دهد کە او سومالی فنلندی می باشد. او اضافە می کند کە “جالب است کە چە اندازە فرهنگ یا کشور می تواند با قوت در زندگی روزانە حضور داشتە باشد در حالیکە هیچوقت در آنجا زندگی نکردەای یا بە آنجا مسافرت نکردەای”. او خود را با اصطلاح “مهاجران نسل دوم” یکی نمی داند بلکە احساس می کند کە این اصطلاح بین انسانها جدایی بوجود می آورد هر چند کە هویت فرهنگی والدین در زندگی حضور دارد.

بسیاری از مصاحبە شوندەگان بدون وابستگی بە سن و جنسیت، اعلان کردند کە خودشان را بیشتر با دیاسپورای سومالی یکی می دانند تا سومالیایی هایی کە در سومالی متولد شدەاند و زندگی می کنند. بسیاری همچنین خود را با دیاسپوراهای دیگر یکی می دانند تا با دیاسپورای سومالی. در یکی از مصاحبەها موضوع را بە شکل ذیل مطرح کردیم: “با کلمە دیاسپورا معمولا” بە انسانهایی اشارە می کنیم کە در جای خود مستقر نشدەاند کە این بە معنای آنست کە آنها همچنین بسیار زیاد دلتنگ کشور آباء و اجدادی خود هستند”. آنوقت “فکر و خیال آدم پیوستە در این مکان حضور ندارد بلکە مدام دلتنگ خانە می باشد و در بین دو مکان قرار دارد”.

متأسفانە تجربیات نژادپرستی، تبعیض و بیگانە بودن بە نوبە خود اعضای دیاسپورا را با همدیگر متحد می کند. از طرف دیگر در داخل خود دیاسپورا هم نظرات متفاوت شدید و تبعیضات آشکار می شوند. تبعیض و نژادپرستی بعضی وقتها بە صورت الفاظ یا حملە فیزیکی مستقیم ظاهر می شوند. علاوە از این بە صورت تحقیق شدە در فنلند تبعیض برای مثال در محیطهای کاری و مکتب روی می دهد. تبعیض در زندگی روزمرە همچنین بە صورت الفاظ و اعمال غیر ارادی ظاهر می شود کە در آنوقت شخصی بە صورت غیر مستقیم، آگاهانە یا ناآگاهانە بە کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند توهین می کند. مثال واقعی در بارە این همین می باشد کە از جوان سومالیایی کە در فنلند تولد شدە پرسیدە می شود کە شما “براستی” اهل کجا هستید و اینطور پنداشتە می شود کە او فنلندی نیست. تجربە بیگانە بودن بعضی وقتها می تواند این خواست را اضافە کند کە بە طرف دیگر کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند کشیدە شوید. این برای بسیاری یک منبع انرژی شخصی می باشد ولی همچنین یک چالش برای جا افتادن و رفاە و آسایش می باشد آنوقتی کە شخص متعلق بە دیاسپورا خود را از جامعە فنلندی جدا احساس کند.

٤. دیاسپورا بە حیث یک عامل و نمایندە

١.٤ درست شدن و فعالیت شبکە سومالی فنلند

شبکە سومالی فنلند در سال ٢٠٠٤ بنیانگذاری شد و در سال ٢٠٠٩ بە حیث یک انجمن ثبت شد. دفتر محل کار خود شبکە در سال ٢٠١٤ باز شد و در شبکە ٥ تا ٦ نفر کارمند کار می کنند. شبکە بعد از تأسیس شدن بودجە زیادی را از ارگانهای مختلف دریافت کردە است و در طول این سالها هم کیفیت پروژەها بهتر شدە و هم بە شیوە مسلکی تر انجام شدەاند. در حال حاضر این شبکە بە حیث یک موسسە مادر برای ٣٢ موسسە دیگر عضو آن عمل می کند و سە تا پروژە مشترک رشد و توسعە را در سومالی و شاخ آفریقا هماهنگ می کند. علاوە از این شبکە موسسات عضو را برای مثال در زمینە کارهای مربوط مدیریت و بهتر کردن فعالیت موسسەای آموزش می دهد. جوانها را توانستەاند کە در این کارها شرکت دهند بخصوص از طریق فعالیتهای Impact-Academy (آکادمی تأثیرگذاری) کە در آن در رابطە با کار کردن و تأثیرگذاری در اجتماع آموزش و راهنمایی دادە می شود. شرکت در این فعالیتها برای تمام جوانان علاقمند بدون توجە بە اصلیت شان آزاد می باشد.

شبکە سومالی فنلند موفق شدە است کە از زمان بنیانگذاری فعالیتهای خود را گسترش دهد و بە تعداد موسسات عضو اضافە شدە است. در طول مدت ١٥ سال گذشتە میزان مشهوریت شبکە سومالی فنلند بهتر شدە است و بە همراە بسیاری از موسسات فعال در فنلند همکاری می کند. بسیاری از موسسات عضو از جملە موسسات دیاسپورای سومالی و شاخ آفریقا هستند ولی موسسات دیگری هم هستند کە جزو موسسات عضو شبکە سومالی فنلند می باشند. در اغلب گفتگوها این موضوع مطرح شد کە همکاری با دیگر طرفهای فنلندی (نە آنهایی کە جزو دیاسپورای سومالی هستند) امکان تأثیرگذاری دیاسپورا را بە خصوص در ارتباط با همکاری در زمینەهای رشد و توسعە افزایش می دهد چرا کە بە همراە خودش نظرات متفاوت را می آورد و همچنین سبب شناخت بیشتر موسسات فنلندی فعال در میدان و فرهنگ کار و فعالیت می شود. حضور موسسات و اشخاص دارای پیشینە فنلندی البتە نە آنهایی کە جزو دیاسپورای سومالی هستند، در حالتهای مختلف بعضی وقتها در درون دیاسپورا بە حیث یک عامل کاهش دهندە تنشها و بحرانها عمل می کند. وقتی کە بخصوص روی یک فعالیت تمرکز می کنیم برای مثال روی یک پروژە مشترک، آسانتر است کە بدون توجە بە اختلاف نظرهای (از قبیل سیاست، قبیلە، دین) داخلی گروپ با هم عمل کرد. هر چند کە در فعالیتها اشخاصی با پیشینە فنلندی هم حضور دارند ولی بخش بزرگی از فعالین و اعضای هیئت اداری نمایندگان دیاسپورای سومالی هستند. سوال هم همینجاست کە قبل از هر چیز یک الگوی همکاری مشترک فعال با پیشینەهای مختلف و روشهای مختلف کار پیدا شود.

آنوقتی کە می خواهیم امکان تأثیرگذاری دیاسپورا (یا هر گروپ دیگری) بە حیث یک عامل سازماندهی شدە را بهتر کنیم باید مسلکی بودن و بیطرف بودن فعالیت را مورد توجە قرار دهیم. یکی از مصاحبە شوندەگان کە در بنیانگذاری شبکە سومالی فنلند شرکت داشتە، درست شدن شبکە را اینگونە توصیف کرد کە نمایندگان دیاسپورا از این خستە شدە بودند کە چندین پروژە  مختلف در بین سومالی و فنلند در حال انجام بود ولی نتیجە آنها بهترین تأثیرگذاری ممکن را نداشت. بە گفتە او، آنها از این بیزار شدە بودند کە هر گروپی روی پروژە خود اصرار داشت. بعدا فهمیدند کە با همکاری و انجام کارهای مشترک و سازمان دادن بهتر می توانند بە رشد و توسعە منطقە سومالی کمک کنند. بە هر حال فهمیدن این موضوع سریع اتفاق نیفتادە است بلکە این پروسە چندین سال طول کشید. با گذراندن وقت، نشستن با هم بە صورت عملی و گفتگو کردن بە این نتیجە رسیدیم کە نقش مهمی داریم هر چند کە پیشرفت نسبتا” آرام اتفاق افتاد. فشردە کردن همکاریها نتیجە این نبودە است کە تمام اختلاف نظرها حل شدە باشند بلکە نتیجە این بودە است کە طرفهای مختلف انجام دهندە متوجە شدند کە سازماندهی مشترک هم بە اهداف خودشان و هم بە اهداف مشترک دیاسپورا خدمت می کند کە می توان بە صورت کلی گفت کە این هدف رشد و توسعە سومالی و شاخ آفریقا می باشد.

در مصاحبەها پرسیدیم کە هدف مشترک دیاسپورا چە چیزی می تواند باشد. پیدا کردن یک هدف مشترک برای دیاسپورا در اصل یک هدف تقریبا” غیر واقعی می باشد کە مصاحبە شوندەگان خودشان هم اغلب آنرا اذعان کردند. دیاسپورا یک گروپ همجنس نیست و امکان دارد کە در داخل آن اختلاف نظرهای خیلی شدیدی هم باشد. بە هر حال بسیاری باور داشتند کە کار کردن با هم امکان دارد با وجود اینکە در تمام موضوعات هم نظر هم نباشیم. بە صورت عمومی می توان گفت کە هر چند دیاسپورا اهداف مشترک ندارد، نمایندگان آن می توانند آرمانهای مشترک کوچکتری داشتە باشند کە برای رسیدن بە آنها در کنار هم کار می کنند.

یکی از اعضای هیئت مدیرە می گوید کە او مخالف مفکورە قبیلەای است و از اول هم احساس کردە است کە در شبکە این یک مشکل نبودە است. “کارها را با هم انجام دادیم و بنابراین توجە ما روی نیاز است”. او اذعان می کند کە او خودش برای انجام کارهای رشد و توسعە بە سومالی سفر نکردە است، ولی در فنلند از نزدیک توانستە است ببیند کە، “چگونە میدان سازمانی کار می کند و چگونە بە طور موثر آنرا ادارە می کنند”. مصاحبە شوندە اذعان می کند کە تحت تأثیر این موضوع قرار گرفتە است کە افرادی با پیشینە سومالیایی و فنلندیها با هم و بیطرفانە بە صورت عملی برای بهتر کردن وضعیت سومالی کار می کنند. “همە چیز سیاست نیست، هر چند قبلا” اینگونە فکر می کردم.” در گفتگوها موسسە مادر را بە حیث یک لینک در بین دیگر موسسەهای عضو مهم دانستند و احساس می شود کە ادارە کردن پروژەها را قوی تر می کند. چندین نفر اظهار داشتند کە موسسە مادر برای دیاسپورای سومالی مهم است و بە حیث یک پل در بین ارگانهای مختلف عمل میکند.

پس دلیل اینکە درست فعالیتهای شبکە سومالی فنلند موفق بودە است چە می باشد و آیا می توان الگوی فعالیت و کارهای شبکە را برای استفادە دیگران کاپی کرد؟ در مصاحبەها آشکار شد کە اهمیت شبکە سومالی فنلند فقط اصولی نیست بلکە بە موسسات عضو در کارها و فعالیتهای روزانە کمک می کند. در عمل موسسە مادر برای مثال در مواردی از جملە ارتباط گرفتن در میان موسسات عضو، سازمان دادن سمینارها، درخواست بودجە، هماهنگ کردن پروژەها و ارتباطات بە موسسات عضو کمک می کند. اساس موفق شدن شبکە سومالی فنلند یا هر شبکە دیگری کە در کنار دیاسپورا فعالیت می کند را نتیجە این دانستند کە شبکە از لحاظ سیاسی و ایدیولوژی بی طرف باشد. آنوقت شبکە در اصل کسی را بر اساس پیشینە آنها، نظر یا عقیدە دینی آنها از فعالیت کنار نمی زند.

 

٢.٤ تخصص

در اساس می توان تصور کرد کە کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند بە حیث متخصصین تجربوی هستند: فقط آنهایی کە سومالیایی اصلی هستند می دانند کە سومالی بودن چە احساسی دارد. وقتی کە در بارە کار سازمانی و همکاری در زمینە رشد و توسعە صحبت می کنیم بە هر حال مهم است بە یاد داشتە باشید کە تخصص تجربوی و پیوند شخصی با کشور بە معنای داشتن تخصص مسلکی نیست. بە این دلیل مهم است کە تجربیات دیاسپورا را با توانایی های مسلکی کە می تواند هم در داخل دیاسپورا و هم در بیرون آن یافت شود ترکیب کرد.

وقتی کە نیازهای دیاسپورا بررسی می شود در درجە اول بسیار مهم است کە تجربیات خود دیاسپورا مورد توجە قرار گیرد. در اغلب گفتگوها و مصاحبەها این موضوع مطرح شد کە در رسانەهای فنلند، در تحقیقات و گفتگوهای سیاسی چگونە از طرف اقلیتهایی کە پیشینە خارجی دارند (برای مثال: دیاسپوراها، پناهندەگان، پناهجوها، مهاجرین) صحبت می شود بە جای اینکە آنها خودشان فعالانە در بوجود آوردن معلومات و تقسیم کردن آنها همراە باشند. همچنین فیصلە کردن در بارە قضایای مربوط بە دیاسپورا معمولا” بدون حضور نمایندەگان دیاسپورا انجام می شود. در جامعە فنلندی باید بیشتر بە این نکتە توجە شود کە چە کسی صحبت می کند و از طرف چە کسی صحبت می کند. بسیاری از کسانی کە بە دیاسپورای سومالی یا دیگر کشور تعلق دارند با هم همنظر بودند در بارە اینکە نمایندەگان دیاسپورا باید فعالانەتر بە حیث انجام دهندەگان مساوی و برابر در پلان گذاری و بە تحقق رساندن پروژەهای مختلف شرکت داشتە باشند تا اینکە از آنها بخواهند نظر بدهند و برایشان نوبت صحبت کردن “دادە شود”. این بە معنای این می باشد کە در کارگروپ ها و پروژەهای مختلف در همان مرحلە پلان گذاری جمعی از انسانهای گوناگون حضور خواهند داشت و آنجا بیشتر از قبل توجە خواهند کرد بە اینکە در کارها و وظیفەهای مربوط بە دیاسپورا، نمایندەگان دیاسپورا را بە حیث کارشناس و کارمند استخدام نمایند.

وضعیت امنی وطن اصلی خیلی زیاد روی امکان مشارکت و تأثیرگذاری دیاسپورا در وطن اصلی تأثیر می گذارد کە برای مثال در سومالی در بسیاری جاها هنوز هم امنیت بسیار ضعیف است. هر چند سومالی بە حیث یک کشور آرام آرام بە طرف بهتر پیشرفت می کند ولی اندک کسانی هستند کە بخواهند داوطلبانە بە آنجا برگردند. بر اساس تحقیقاتی کە در فنلند انجام شدە بسیاری از پناهجویانی کە از سومالی آمدەاند بعد از اینکە جواب منفی پناهندەگی دریافت کردەاند، فیصلە کردەاند کە بدون اسناد در فنلند بمانند تا اینکە بە سومالی برگردند. در ضمن بحث در بارە برنامە عودت داوطلبانە، می توان اصطلاح داوطلبانە را زیر سوال برد، بە دلیل اینکە در بعضی موارد وقتی کە شخص حاضر بە عودت داوطلبانە نیست، او را یا بە اجبار بر   می گردانند یا او بدون اسناد می ماند. در صورتی کە عودت بە معنای اصلی کلمە داوطلبانە نباشد، امکان دارد این سیستم، عودت کنندەگان را در خطر جانی قرار دهد و حقوق بشر آنها را زیر پای بگذارد. در خزان ٢٠١٩ فنلند اولین حکم را در بارە زیر پا گذاشتن کنوانسیون حقوق بشر از محکمە حقوق بشر اروپایی گرفت بە دلیل اینکە مردی کە از فنلند بە عراق عودت شدە بود، بعد از عودت کشتە شدە بود. هر چند کە تفاوتهای فردی و منطقوی وجود دارد، تهدیدهای امنیتی بە صورت قابل توجهی امکان عودت و همچنین کار کردن دیاسپورا را بە صورت حضوری در وطن اصلی محدود می کند.

در هنگام صحبت کردن در بارە عودت کردن باید این را مورد توجە قرار داد کە اگر شخصی عودت می کند یا او را بە کشوری کە از آنجا آمدە عودت می دهند، می توان او را بیشتر مهاجر عودت کنندە نام برد تا کسی کە بە دیاسپورا تعلق دارد. از طریق همکاریهای رشد و توسعە و فعالیتهای موسسەای در فنلند این امکان وجود دارد کە بە رشد و توسعە وطن اصلی کمک کرد حتی آنوقتی هم کە بە دلیل وضعیت امنیتی عودت دائمی امکان ندارد. در صورت مطلوب بودن وضعیت، عودت موقت بە وطن اصلی بە نام کار کمک و پشتیبانی اغلب تجربەای مهم و مثبت می باشد. یکی از مصاحبە شوندەگان اذعان می کند کە “وقتی کە خودت در محل حضور پیدا می کنی، می توانی با کار کردن یا انجام کار داوطلبانە با موسسات مختلف سهم تلاشهای خودت را وارد کنی. “از همین کارها انگیزە شروع می شود.”

مصاحبە شوندە توصیف می کند کە چگونە پلها را می توان با روشهای بیشمار درست کرد: بە وسیلە مسلک و مهارت، از طریق تأسیس کمپنی یا با روابط دیپلوماتیک. “ولی انگیزە بزرگ باید این باشد کە برای وطن آباء و اجدادی خودت چە کار می توانی بکنی. چیزی کە بە من انگیزە داد بازسازی مجدد سومالی بود و کار کردن در آنجا و بخصوص کاری کە از طریق فعالیتهای شبکە سومالی فنلند شروع کردم. قبل از آن من خیلی زیاد بە سومالی نرفتە بودم.”

 

٣.٤ زبان و دین

حداقل دو موضوع در سطح عامە بە صورت جهانی دیاسپورای سومالی را با هم متحد می سازد: زبان (سومالیایی) و دین (اسلام). هر چند کە تفاوتها وجود دارد، خیلی از مصاحبە شوندەگان قدرت متحدسازی این دو موضوع را تشخیص دادند. این دو موضوع را روشهایی دیدند کە بە کار کردن با همدیگر و در جهت اهداف مشترک کمک می کنند.

در صورتی کە در دیاسپورا چند زبان رسمی استفادە می شود، سیاسی بودن انتخاب زبان اهمیت پیدا می کند. در آن هنگام نمی توان با همان زبان با کل دیاسپورا یا حتی با بخش بزرگی از آن ارتباط گرفت کە آنوقت در این حالت معلومات بە صورت یکسان و برابر تقسیم نمی شود. جدا از دیاسپورای سومالی، اغلب گروپهای دیاسپورای بزرگ بە گروپهای زبانی تقسیم شدەاند. برای مثال در دیاسپورای عراق یا سوریە بخش بزرگی از آنها با زبان عربی صحبت می کنند، ولی بخشی از مردم خود را منحیث کرد شناسایی می کنند و زبان کردی (لهجەهای کردی سورانی یا کرمانجی) را زبان مادری خود می دانند. علاوە از اینها در این مناطق زبانهای دیگری هم صحبت می شود. پس در آنجا اینکە در ارتباطات از زبان عربی، کردی یا زبان دیگری استفادە شود، اهمیت سیاسی زیادی دارد. بە صورت عامە می توان گفت کە زبان مشترک، هم بە دیاسپورایی کە در یک کشور خاص زندگی می کنند و هم در سطح دیاسپورای جهانی بە یافتن اهداف مشترک کمک می کند. در مصاحبەها احساس شد کە زبان سومالیایی در دیاسپورای سومالی بە حیث یک نیروی متحد ساختن می باشد. بعضی وقتها در بین کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند بە هر حال می تواند “مانع زبان” درست شود در صورتی کە برای بخشی از آنها زبان وطن اصلی در درجە اول می باشد و برای بخشی دیگر زبان کشور جدید (تنها) کشور خودشان در درجە اول می باشد. هر چقدر نسل بیشتری از نمایندەگان دیاسپورا در فنلند متولد شدەاند بە همان اندازە محتمل تر است کە آنها غیر از زبان مادریشان سومالیایی یا بە جای آن زبان دیگری هم گپ می زنند. از طرف دیگر رابطە با زبان سومالیایی از طریق تربیت کردن، خانوادە و ارتباط گرفتن با سومالی حفظ می شود. در هنگام پلان گذاری برای فعالیت شبکەهای دیاسپورا و بخصوص مشارکت دادن جوانان در آن بە هر حال خوب است کە اهمیت زبان مورد توجە قرار گیرد.

بعضی از کسانی کە مدت طولانی در فنلند زندگی کردەاند، بخصوص سومالیایی هایی مسن احساس می کنند کە بە اندازە کافی زبان فنلندی یاد نمی گیرند تا تابعیت فنلندی بگیرند یا اینکە بتوانند در جامعە مستقلانە کارهای خود را انجام دهند. بعضی از بزرگسالانی کە در دهەهای گذشتە بە فنلند آمدەاند و همچنین برای مثال بخشی از کسانی کە بە حیث پناهجو بە فنلند آمدەاند، سواد خواندن و نوشتن ندارند. یاد گرفتن مهارتها در فنلند یک چالش است بە خاطر اینکە غیر از یاد گرفتن سواد خواندن و نوشتن باید زبان جدید، فرهنگ جدید و مسائل ابتدایی رفتن بە مکتب را یاد گرفت. خوب است کە در فعالیت شبکەهای دیاسپورا همچنین افرادی را کە سواد خواندن و نوشتن ندارند در نظر گرفت، بە دلیل اینکە آنها نسبت بە کسان دیگری کە زبان بلد هستند و تحصیلات بالا دارند در جایگاە آسیب پذیرتری قرار دارند. یکی از مصاحبە شوندەگان توصیف می کند کە مراقبت کردن از یکدیگر در داخل جامعە سومالیایی ها افراد این جامعە را بە همدیگر نزدیک می کند. “ما باید در آموزش و خواندن سرمایەگذاری کنیم”، او اظهار می دارد. “بە مانند درخت احتیاج بە آب دادن همیشگی دارد.” او ادامە می دهد: آدمها را باید تشویق کرد بە درس خواندن نە اینکە بە آنها درس داد. چگونە می توانیم مادران خانەداری را کە در فنلند زندگی می کنند تشویق کنیم بە درس خواندن طوری کە آنها هم فعالتر شوند و اطفال خود را تشویق کنند تا مثلا” در فعالیتهای شبکە شرکت کنند؟”

بە گفتە همان مصاحبە شوندە در داخل جامعە دیاسپورا مهم است بفهمی کە برای مثال چند سال درس خواندن باعث می شود کە بعد از خاتمە درسها معلومات و عایدات انسان افزایش پیدا کند. بە گفتە او باید این شیوە فکر کردن را متوقف کنیم کە در مدت زمان کوتاهی بە مقصد می رسیم. آنوقت “مادران خانەدار در چرخش کارآموزی نمی مانند، چونکە مهارتها یا مفکورە انتقادی آنها را افزایش نمی دهد”. با حمایت کردن از والدین می توان با واسطە همچنین روی جوانهایی کە اغلب بە خاطر تربیت در محیط دو فرهنگی احتیاج بە حمایت مخصوص دارند تأثیر گذاشت.

٤.٤ اعتماد و برابری

یکی از اصطلاحاتی کە اغلب در مصاحبەها و گفتگوها مطرح می شد اعتماد بود. اعتماد در وضعیتهای مختلف بە دقت تعریف نشدە است ولی این می تواند هم بە اعتماد در داخل دیاسپورا اشارە داشتە باشد، هم بە اعتماد بین جامعە فنلندی و دیاسپورا و هم بە اعتماد بین دیاسپورا و باشندەگان محلی در وطن اصلی اشارە دارد.

اعتماد مهم است وقتی کە دیاسپورا می رود تا حضورا” در سومالی و شاخ آفریقا کارهای کمکی انجام دهد. از طرف دیگر دیاسپورا همچنین هدف بی اعتمادی و سوء ظن هم قرار می گیرد. بعضی وقتها احساس می شود کە کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند بهتر از افراد محلی می توانند برای مثال کار پیدا کنند و یا روابط انسانی درست کنند. کسانی کە بە دیاسپورا تعلق دارند همچنین الگوهای رفتاری، شیوە لباس پوشیدن و ارزشهایی را با خود می آورند کە در وطن اصلی از آنها دوری می کنند. علاوە از اینها ممکن است کە دیاسپورا با انتظارات بیش از اندازەای از جملە در زمینە دارایی و ثروت روبرو شود. در اوج آن در فنلند کسانی را کە بە دیاسپورای سومالی تعلق دارند اغلب کارشناس سومالی می دانند و باز در سومالی آنها را یک مقدار بیگانە می دانند. در بسیاری از موارد نمایندەگان دیاسپورا بە هر حال بە وسیلە روابط شخصی و همچنین آشنایی با فرهنگ و مذهب اعتماد را بوجود می آورند.

کارمندان دولتی و موسسات وقتی کە همکاری با دیاسپورا را پلان گذاری می کنند باید شیوە عمل فرهنگهای مختلف را در نظر بگیرند. جامعە دیاسپورا کە کوشش می کند تا سازماندهی شود و در کارهای مربوط تأثیرگذاری در اجتماع مشارکت کند جا دارد این را مورد توجە قرار دهد کە در فعالیتهای موسسەای و انجمنی شیوەهای فعالیت تثبیت شدەای وجود دارند کە رعایت کردن آنها روی امکان مشارکت تأثیر می گذارد. برای مثال کارمندان دولتی و سیاستمداران آسانتر انجمن های راجستر شدە و موسساتی را کە ساختار و شیوە عمل شفاف را اتخاذ کردەاند پیدا می کنند. اگر گروپ دیاسپورا سازماندهی نشدە باشد و نمایندەگی یا نشانی ارتباطی نداشتە باشد، صدای آن در گفتگوهای اجتماعی و فیصلە کردن شنیدە نمی شود. جامعە فنلندی نقش مهم خودش را دارد در اینکە کوشش شود تا شبکەهای دیاسپورا فعالانە بە مقصد برسند برای اینکە بتوانند در کارهای مربوط رشد و توسعە وطن اصلی خود شرکت کنند.

مهم است بە یاد داشتە باشید کە دیاسپورا صدای واحد ندارد و اینکە همگی باید این امکان را داشتە باشند تا نظر خود را بە صورت برابر بیان کنند. در گفتگوها اغلب این موضوع مطرح شد کە سخت است بگوییم بلاخرە چە کسی نمایندە واقعی دیاسپورا است یا اینکە آیا باید چنین چیزی را جستجو کنیم. هر چند نمی توان تصور کرد کە دیاسپورا فقط یک صدای واحد داشتە باشد، بە هر حال امکان دارد کە در گفتگوهای مختلف اجتماعی و فیصلە کردنها بە دنبال نظر دیاسپورا بگردند. آنوقت دیاسپورا را اغلب شبکەهای دیاسپورا نمایندەگی می کنند.

شبکە سومالی فنلند در اصل یک شبکە دیاسپورا نیست بلکە یک موسسە پوششی برای دیگر موسسات سومالیایی می باشد کە در سومالی و شاخ آفریقا فعالیت می کنند. بسیاری از نمایندەگان موسسات عضو و کسانی کە بە آنها تعلق دارند بە هر حال عضو دیاسپورا هستند. در مصاحبەها بخصوص اصطلاح موسسە مادر اغلب تکرار شد و بە وسیلە آن بیشتر بە کلمە شبکە دیاسپورا اشارە می کردند. موسسە مادر را بە این دلیل مفید می دانستند کە عاملین و نمایندەگان مختلف را دور هم جمع میکند و بە صورت برابر از آنها حمایت می کند. می توانیم هم بگوییم کە بە جای جستجو کردن “هدف مشترک” برای دیاسپورا، این امکان وجود دارد کە در هماهنگی و توافق با هم در کنار یکدیگر کار کنند حتی آنوقتی هم کە نتوان تمام اختلاف نظرهای داخلی دیاسپورا را کنار گذاشت. می توان گفت کە موسسە مادر تخصص چند صدایی را نمایندەگی می کند – چرا کە عاملین و نمایندەگان را زیر اصول و شیوەهای فعالیت مشترک جمع می کند بدون آنکە از آنها بخواهد کە در تمام مسائل باید همنظر باشند.

در صورتی کە در داخل یکی از دیاسپوراها سازمان یافتن و شبکەهای جدید را پلان گذاری می کنند، بهتر است کە تأسیس موسسە مادر بررسی شود و در رأس آن از ایدەهای فعالیت مشترک استفادە شود. آنوقت نمایندەگی دیاسپورا گوناگون تر خواهد بود از آن حالتی کە در آن شرط سازمان یافتن را پیدا کردن تنها یک هدف و شیوە نزدیک شدن مشترک بدانیم. در هنگام تأسیس شبکە سومالی فنلند از همان اول هم نمایندەگان دیاسپورای سومالی و هم خارج از آن کارشناسان فنلندی حضور داشتەاند. در مورد سومالی چیزی کە همکاری را آسانتر کردە است این بودە کە در انجام دادن همکاری دوجانبە در زمینە رشد و توسعە سنت دیرین وجود دارد. وقتی کە وضعیت وطن اصلی دیاسپورا با وضعیت سومالی فرق داشتە باشد، ضرورتا” انجام دادن پروژەهایی مشابە اینها یا امکان ندارد یا انجام آنها منطقی نیست. در گفتگوها اذعان شد کە برای مثال بلە در عراق سرمایە و ثروت زیادی وجود دارد ولی این ثروت بطور نابرابر تقسیم شدە است. ملت از بی عدالتی، فساد و زیر پا گذاشتن حقوق بشر بیزار شدەاند، چیزی کە مشکل است با همکاری سنتی در زمینە رشد و توسعە و کمکهای پولی آنرا تغییر داد.

در اغلب مصاحبەها و گفتگوها چیزی کە هم در مورد سومالی و هم در مورد دیگر کشورها تکرار شد این بود کە بە جای کمکهای مالی باید مهارت و توانایی را بە وطن های اصلی برد. علاوە از اینها باید از این مفکورە دست کشید کە رشد و توسعە فقط بە معنای بردن یک نوع کمک غیر نقدی یا مهارت بە وطن اصلی می باشد: رشد و توسعە را همچنین می توان از طریق پخش کردن معلومات و تجربیات و همچنین برای مثال با پیش بردن امکان اینکە باشندەگان وطن اصلی بتوانند نظرات خود را بە صورت علنی در میان همە بیان کنند و انجام تجارت بین المللی حمایت کرد. علاوە از اینها دیاسپورا می تواند حتی کمک بکند بە اینکە مسائل مربوط بە وطن اصلی را در کشوری کە در آن بود و باش دارد خبر رسانی کند و همچنین از لحاظ سیاسی روی آنها تأثیر بگذارد.

٥.٤ اهداف آیندە و نقش جوانان

هر چند کە نسل جوانتر هم برای خودش کار و فعالیت پیدا کردە است ولی بیشتر از قبل نیاز بە شرکت جوانان در کارها و فعالیتهای شبکە سومالی فنلند می باشد. یکی از مصاحبە شوندەگان کە در مرحلە تأسیس شبکە حضور داشتە است توصیف می کند کە: “در حال حاضر جوانان زیادی وجود ندارند کە علاقمندانە و خالصانە بخواهند در کارها و فعالیتها شرکت کنند. باید روی جوانها سرمایەگذاری شود. روی این موضوع تحقیق کردەام کە چگونە کار داوطلبانە کاریابی را اضافە و بە آن کمک می کند. در این بارە ثبوت وجود دارد کە کار داوطلبانە انگیزە و مهارتها را افزایش می دهد. وقتی کە شما این مهارتها را داشتە باشید همچنین کارفرما برای آنها ارزش قائل است.”

برای اطفال مهاجرین اغلب دورەهای آموزشی و فعالیتهایی جهت دادە می شود کە برای مهاجرین در نظر گرفتە شدە است. یکی از مصاحبە شوندەگان می گوید کە چگونە در هنگام طفولیت مدت طولانی برای او طول کشید تا بیدار شود نسبت بە این موضوع کە این جهت دادن درسها و فعالیتها بین او و دیگر کسانی کە در فنلند متولد شدەاند جدایی بوجود می آورد و اینکە او بە لحاظ تعریفی مهاجر نیست. بە هر حال هویت سومالی بە حیث یک مسئلە مثبت احساس می شود با وجود چالشهایی کە دارد. پیوست بودن بە فرهنگ سومالی و خواست یاد گرفتن در بارە فرهنگ اصلی بیشتر آستانە مصاحبە شوندە را پایین آورد تا بیاید و در کارها و فعالیتهای شبکە دیاسپورا شرکت کند تا اینکە در دیگر سرگرمی ها و فعالیتها شرکت نماید.

یکی از اعضای هیئت اداری اذعان کرد کە شبکە سومالی فنلند اکنون ١٥ سالە و بر اساس قانون سومالی بە سن بزرگسالی رسیدە است. مصاحبە شوندەگان امید داشتند کە شبکەای کە بە سن بزرگسالی رسیدە بە فعالیتهای خود ادامە دهد و رشد کند. بسیاری امید داشتند کە فعالیتها در آیندە از لحاظ جغرافیایی منطقە وسیع تری را در سومالی و شاخ آفریقا شامل می شود. همکاری فشردەتر از قبل بە همراە عاملین و نمایندەگان محلی در وطن اصلی بە حیث یک هدف مثبت دیدە شد. چند بار این موضوع مطرح شد کە فنلند و فنلندیها بە حیث ارگانهای همکار قابل اعتماد در سومالی از شهرت خوبی برخودار هستند کە این هم کار را آسانتر می کند.

بە طور کلی نظر بر این بود کە کار و فعالیت باید در آیندە بە شیوە قابل توجهی تغییر پیدا کند، هر چند کە هنوز مطمئن نبودند کە بە چە شیوەای باید تغییر کند. سوال اساسی این است کە چگونە می توان جوانها را در این فعالیتها شرکت داد. علاوە از اینها فکر کردند کە آیا می توان در کنار پروژەهای همکاری در زمینە رشد و توسعە بیشتر و بیشتر در فنلند فعالیتهایی را بە مانند حمایت از جوانهایی کە بە حاشیە راندە شدەاند ترتیب داد. یکی از مصاحبە شوندەگان اذعان کرد کە بە طور کلی امروزە شرکت در فعالیتهای انجمنی برای جوانان خیلی وسوسە انگیز نیست و باید شیوەهای فعالیت جدیدی جستجو کرد. خیلی از جوانان در اصل سومالیایی کە در فنلند متولد شدەاند بە هر حال دارای هویت قوی سومالیایی هستند، بنابراین باور داشتند کە کار کردن بە همراە شبکەهای دیاسپورا حداقل مورد علاقە بخشی از جوانان می باشد. چیزی کە جالب است اینست کە چگونە تغییرات مربوط بە نسل و هویت در دیاسپورا در شکل کار و فعالیت دیدە خواهد شد.

در آخر

در جریان پروژە پروسە گفتگو (Dialogiprosessi-hanke) پیشنهاداتی را جمع کردیم کە بە کمک آنها می توان از مشارکت اجتماعی دیاسپورا در کشور محل بود و باش و همچنین نسبت بە وطن اصلی حمایت کرد. این پیشنهادات بە طور خلص در اینجا لیست شدەاند و هم نمایندەگان دیاسپورا و شبکەهای دیاسپورا و هم موسسات، کارمندان، فیصلە کنندەگان و دیگر کارشناسانی کە بە همراە دیاسپورا کار می کنند، می توانند از این پیشنهادات استفادە کنند.

  • مشارکت کردن زودتر نمایندەگان دیاسپورا در پروژوەهای مربوط بە خودشان و وطن اصلی شان را باید در اقدامات مقامات دولتی و تحقیقات تضمین کرد. این هم شامل مرحلە پلان گذاری و هم مرحلە اجرا کردن می شود. مشارکت کردن در دیاسپورا نباید بە حیث یک ارزش افزودە بە حساب آید بلکە یک شرط ضروری برای کار و فعالیت می باشد. تخصص تجربوی را بە هر حال باید از مهارتهای مسلکی جدا کرد. باید نمایندەگی کردن یکسان نمایندەگان دیاسپورا را تضمین کرد.

 

  • باید بە روشهای ارتباطات و زبان توجە مخصوص کرد. استفادە از شبکەهای اجتماعی مهم است و می توان با بسیاری از مردم ارتباط گرفت. پیغام رسانی بە زبانهای مختلف باید یک ضرورت باشد نە یک ارزش اضافی. معلومات باید تا حد ممکن بە آسانی بە زبانهایی کە دیاسپورا استفادە می کند در دسترس باشد (نە مثلا” فقط بە زبان کشور محل بود و باش و از طریق پخش کردن لینک). استفادە از زبانهای مختلف معلومات را بطور موثر پخش می کند و بە کسانی کە بە خاطر محدود بودن مهارتهای زبانی در جایگاە آسیب پذیری قرار دارند پیغام رسانی می کند.

 

 

بهتر است کە از سازمان دادن جوامع دیاسپورا حمایت شود. برای مثال موسسە مادر یک ساختار خوب است وقتی کە گروپ های کوچکتر زیاد یا انجمنها می خواهند با هم کار کنند. آنوقت هم کە تمام اختلاف نظرها حل نشدە است، گروپ های مختلف می توانند در کنار هم کار کنند. همراە بودن افراد بیرون از دیاسپورا اغلب یادگیری طرفین، اعتماد و درک و فهم فرهنگ کار و فعالیت را افزایش می دهد.